تبليغاتX
آزاد تبریز
 
 
 

یکی نغز بازی کند روزگار                 که بنشاندت پیش آموزگار

         Hacked By PaNiranisT      

 

این وبلاگ به علت رعایت نکردن قوانین کشور و تبلیغ مرام بیگانه گرایی و سم پاشی علیه پان ایرانیسم از سوی جوانان ناسیونالیست آذری مسدود شد. اینده ایران

 

بمناسبت سالگرد کشتار وحشیانه یک و نیم میلیون ارمنی آریایی تبار توسط ترکان عثمانی

۲۴ آوریل ۱۹۱۵

 

24

April 1915  Was a crime 

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

"… دريادار محسن رضايي طرحي مطرح نموده است تحت عنوان : منطقه‌گرايي ايراني با محوريت زبان پارسي ، كه در جاي خود درخور نگرش است.محسن رضايي در تازه‌ترين كتاب خود با عنوان «ايران منطقه‌اي» نظريه تشكيل آسياي جنوب غربي به مركزيت ايران را تشريح كرده است.در اين كتاب با پرداختن به اين موضوع كه تبديل شدن ايران به يك قدرت منطقه‌اي هم در دوران نظام پهلوي و هم در دوره جمهوري اسلامي يكي از اهداف ايران بوده است، با ارائه نظريه آسياي جنوب غربي، راهكارهاي تحقق اين ايده بررسي شده است."اين جملات در يكي از رسانه هاي دولتي چاپ نشده است بلكه مربوط به وبلاگ حزب پان ايرايست است.اين وبلاگ محسن رضايي با اين جملات توصيف مي كند: "محسن رضايي فرديست صميمي تر از ديگر سياستمداران ما و افكارش جسورانه تر از سايرين. وي در تازه ترين تئوري هاي خود "پارادايم كشورهاي آسياي جنوبغربي در برابر طرح خاورميانه بزرگ " را مطرح كرده. "  چند روز پس از نشر اين مطلب در يك وبلاگ نژاد پرست، "بازتاب" سايت متعلق به رضايي به شدت به مبارز محبوب آذربايجاني عباس لساني كه در زندان مركزي اردبيل محبوس است حمله مي كند. در نوشته منتشره سعي شده است خبر اعتصاب غذاي لساني تكذيب و وي به عنوان يك لمپن معرفي شود.البته اين فقط بخشي از حمله به لساني را در بر مي گيرد.روز تاسوعا وزنه بردار اردبيلي حسين رضازاده مجبور به يك عزاداري نمايش شده بود و كانالهاي مختلف تلوزيوني اين نمايش رقت انگيز يك جوان بي خبر از سياست را نشان مي دهند، در حالي كه در بسياري از نقاط دنيا نسبت به سلامت لساني ابراز نگراني شده بود.اما خبر بازتاب به نظر تير خلاص حاكميت است. درست چند ساعت پس از اين كه عباس لساني به خواهش جمع كثيري از فعالان حركت ملي آذربايجان اعتصاب غذايي را بيش از يك ماه طول كشيده بود شكست بازتاب مطلب فوق الذكر را در سايت قرار داد. تمجيد پان ايرايست ها از رضايي و آخوندهاي مزدور در آذربايجان و در عين حال حمله رضايي و امام جمعه هاي فارس پرست به هويت تركي و فعالان هويت طلب چه ارتباطي باهم دارند؟ نسبت امامان جمعه با حاكميت مشخص است. از طرفي سايت رضايي هم اخباري را پخش مي كند كه فقط  دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي به آنها دسترسي دارند. يعني همه مي توانيم يقين داشته باشيم كه سردار محسن رضايي يك مقام بلند پايه اطلاعاتي و امنيتي است كه چنين اخبار كاملا مجعولي را با اهداف اطلاعاتي  نشر مي دهد.آنچه به نظر مي آيد استفاده آشكار حاكميت از گروه بدون بدنه اجتماعي پان ايرانيست بر عليه يك جريان اجتماعي و سياسي پويا و محبوب است. معقول نيست كه يك گروه اپوزيسيون اين چنين از يك پاسدار خونخوار و روحانيون متحجر حمايت كند. حكومت نيز در واقع از يك طرف در قاب يك گروه فاشيست با ادبيات لمپني به مخالفانش حمله مي كند و از طرف ديگر به بازسازي چهره هاي مهره هايش در محافل اپوزيسيون  مي پردازد.ناظر خارجي اگر دقت كند مي تواند در كنار فاشيسم عريان مذهبي رزيم ايران چهره مخفي نژادپرستانه را هم ببيند.ادبيات سايت بازتاب در ماههاي اخير در قبال ملي گرايان ترك عمق نفوذ فاشيسم و شووونيسم فارسي را در حكومت ايران عيان مي كند.عدم توجه و افشا نكردن هم آغوشي فاشيسم مذهبي و خوني، قطعا ادبيات سياسي ايران را آلوده تر خواهد كرد.

مالك اوزانلو 

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

مبلغ يك ميليارد تومان تسهيلاتي كه از سوي وزارت كشور به شهرداري زنجان اختصاص يافته بود، به نصف كاهش پيدا كرد.

مهندس حدادي، معاونت عمراني شهرداري زنجان روز گذشته در اين‌باره به خبرنگار مردم‌نو گفت: در ابتدا از ۱.۵ ميليارد تومان تسهيلاتي كه در جلسه هيئت دولت در زنجان مصوب شده به شهرداريهاي اين استان اختصاص يابد، مقرر شد ۱ ميليارد تومان به شهرداري زنجان تعلق گيرد كه اين مقدار بعداً به نصف كاهش يافت (يعني ۰.۵ ميليارد تومان٫ که در حقيقت يک سوم مبلغ تصويبي است).

حدادي در گفت‌وگوي بهمن‌ماه خود با روزنامه مردم‌نو خبر از اختصاص يك ميليارد تومان تسهيلات جهت تهيه يك دستگاه سنگ‌شكن، يك كارخانه آسفالت، يك دستگاه آسفالت‌تراش، دستگاه بسته‌بندي و انجماد كشتارگاه و تله‌سيژ از ۱۵ ميليارد ريال داده بود. بنا به اظهارات ديروز معاونت عمراني شهرداري زنجان قسط اول مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان تا پايان ماه جاري به حساب اين شهرداري جهت تهيه يك دستگاه سنگ‌شكن و تله‌سيژ واريز مي‌شود.

وي در خصوص علت كاهش اين مبلغ عنوان كرد: اين مبلغ به شهرداريهاي ديگر استان اختصاص يافت.

هرچند از ديگر مصوبات جلسه هيئت دولت كه ارديبهشت‌ماه سال گذشته در زنجان برگزار شد، اختصاص ۱۰ دستگاه كمپرسي بنز به شهرداريهاي استان بود، سهم زنجان چهار دستگاه كمپرسي بنز اعلام شد و اين مصوبه قرار بود تا پايان سال ۸۵ عملي شود ولي به گفته حدادي هنوز كمپرسي به شهرداري تحويل نشده و زمان معيني براي تحويل آنها از سوي وزارت كشور مشخص نشده است.

همچنين علاوه بر ۱۰ دستگاه كمپرسي بنز، هشت دستگاه خودروي دفع زباله، يك دستگاه فينيشر پخش آسفالت و هفت دستگاه ماشين‌ آتش‌نشاني هم قرار است به شهرداريهاي استان تعلق گيرد. مهندس حدادي در اين‌باره افزود: براي شهرداري شهر زنجان يك دستگاه ماشين آتش‌نشاني محقق شده و يك دستگاه ديگر نيز در مرحله خريد است.

در نهايت بعد از گذشت نزديك به يك سال از برگزاري جلسه هيئت دولت در زنجان تنها حاصل يكي از دو مصوبه آن براي شهرداري اين شهر همچنان يك دستگاه ماشين آتش‌نشاني است.

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

اين مسئله٫ در رابطه با نامگذاري امسال است: اتحاد فارسي (ملي)٫ انسجام اسلامي

و اين بدان معني است كه اتحاد حول محور فارس از اتحاد حول محور اسلام مقدمتر است و اسلام بعد از مليت قرار مي گيرد که براي دولتي كه خود را ام القراي اسلام مي نامد اصلا زيبنده نيست كه اتحاد فارسي را مقدم بر اسلام نمايد.

و باز هم تناقضي ديگر در نگرش شونيستي, بنابراين نتيجه مي گيريم كه شونيزم با اسلام نمي تواند يكجا جمع بشود و ادغام اين دو چنين تناقضهائي را بوجود مي آورد.

شونيزم اسلامي

همچنانكه همگان بياد دارند اوائل انقلاب شاهنامه فردوسي از طرف انقلابيون اسلامي جمع آوري گرديد و هر آنچه نام فردوسي و پرسپوليس و تخت جمشيد بود تغيير نام دادند.

دبيرستان فردوسي اروميه, شهيد چمران نام گرفت, تيم پرسپوليس، پيروزي نام گرفت و ساختمان تخت جمشيد در خيابان خيام اروميه تغيير نام داد و هزاران مورد ديگر، حتي نام كرمانشاه را به خاطر پسوند شاه بعد از انقلاب تغيير داده و نام جعلي باختران بر آن گذاشتند و نام بندرشاه, شاه آباد و حتي جمشيد آريا را نيز مجبور به تغيير نام به جمشيد هاشم پور نمودند و بزرگترين ايرادي كه به رژيم منحوس پهلوي مي گرفتند برگزاري جشنهاي ۲۵۰۰ ساله يعني پاسداشت كوروش بود!! حتي در نکوهش موضوع جشنهاي ۲۵۰۰ ساله امسال در اوائل اسفند در تلويزيون و در قبح اين جشن برنامه ها پخش شد.

مگر شاه چه گفته بود جز اينكه كوروش تو بخواب كه ما بيداريم ولي نمي دانيم چه اتفاقي افتاده كه يكدفعه بعد از ۲۸ سال كوروش و شاه و فردوسي و آريا مقدس شده اند.
كوروش ذوالقرنين نام گرفت و در داخل كتاب مقدس مسلمانان قرآن جاي گرفت , آريا به نامي پر افتخار تبديل گرديد و فردوسي ابرمرد تاريخ نام گرفت؟

پس اگر كوروش ذوالقرنين بوده بايد شاه را ستود كه چنان جشني براي او گرفته بود الان شونيزم به تكاپو افتاده و در صدد برگزاري جشن ۲۵۰۰ ساله در قالب فيلم ذوالقرنين است پس فرق بين پهلوي و بعضي ها در چيست؟
فرق بين شبكه تلويريوني هخا با بعضي از به اصطلاح مسلمانان در چيست كه هر دو به خاطر توهين به هخامنش در فيلم ۳۰۰ سينه چاك مي كنند؟
چگونه مي شود جبهة كفر و الحاد با اسلام ناب محمدي متحد مي شوند؟
اين تناقض را چگونه مي توان پاسخ داد؟

شايد خيلي ها فيلم ۳۰۰ را ديده باشند٫ ما كه توهيني در اين فيلم مشاهده نكرديم . اين درحاليست كه در كشور خودمان و جلو چشم سي و پنج ميليون ترك , در فيلم اخراجي ها تركها به مضحكه عمومي تبديل شده اند و يك فرد ترک مايه تفريح و خنده ومضحكه آريائي ها قرار مي گيرد و كسي اعتراضي به اين موضوع نمي كند و يا هزاران مورد ديگر.

ياشاسين آذربايجان

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

سياستهاي شوونيستي حاکم بر خبرگزاريهاي فارس زبان خارجي هميشه در مسير مبارزه با ملت تورک حرکت ميکند. نمونه اي ديگر از اين سياست کثيف در خبر زير آشکار ميشود.

کرکوک و مناطق متعلق به تورکمانها هميشه به عنوان نقاط حساس ملت تورک معرفي شده اند. در سالهاي اخير که سيل مهاجرتهاي اشغالگراي کردهاي افراطي و نيز مداراي جهت دار دولتهاي صاحب قدرت در منطقه توازن جمعيتي در کرکوک را تا حدودي به هم ريخته است. آتش سوزي عمدي در سازمان ثبت احوال کرکوک براي نابود ساختن مدارک مشخص کننده جمعيتي٫ صدور پاسپورتهاي ميليوني براي کردهاي خارج نشين توسط سفارتهاي عراق در کشورهاي اروپائي و نيز اقدامات مشکوک امريکا پس از اشغال عراق همه و همه حکايت از توطئه دارند.

دولتهاي تورک و مخصوصا تورکيه و آذربايجان بايستي با استفاده از قدرت خود و نيز با تکيه بر خواست ملت تورک اين توطئه ها را خنثي نمايند. اقدامات تروريستي آشکار و پنهان کردها و نيز چشم پوشيهاي رياکارانه قدرتهاي بزرگ همراه با کمکهاي مالي و نظامي به کردهاي افراطي نبايستي موقعيت تورکمانها و سرزمين متعلق به آنها را با خطر مواجه سازد.

ابتدا
[1] ترکيه از مسعود بارزانی به آمريکا شکايت کرد

مقام های ترکيه، امروز دوشنبه، گفتند که آنکارا ازتهديد مسعود بارزانی، رهبر کردستان عراق، به آمريکا شکايت کرده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای بارزانی گفته بود: اگر ترکيه در امور کردستان عراق، از جمله در شهر کرکوک، دخالت کند، کردهای عراق هم درامور کردستان ترکيه دخالت خواهند کرد.

عبدالله گل، وزير امور خارجه ترکيه، درگفت و گويی تلفنی با کاندوايزا رايس، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريکا، حساسيت های شديد آنکارا را دراين باره ابراز داشت.

ترکيه با توجه به حضور چند هزار ترکمان در شهر کرکوک، با واگذاری منابع نفت شهر کرکوک به دولت خودگردان کردستان عراق مخالف است.به علاوه، آنکارا خواستار لغو همه پرسی سال جاری ميلادی درباره تعيين آينده اين شهر است

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

 

27570o 

نه موتلو تورکوم دینه

Kimlik Resmi

 

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا

آیا فناوری هسته ای نیاز واقعی مردم ایران است؟

سالهاست که جمهوری اسلامی ایران در پی دست یافتن به فناوری هسته ای است. تکنولوژی ای که برای کشورنفت خیزی همچون ایران در اولویت چندانی قرار ندارد ولی بر اثر اصرار مقامات حکومت جمهور اسلامی، دست یافتن به آن از نان شب مردم هم واجب تر شده است و حاکمان کشور دسترسی به آنرا حق مسلم ملت دانسته اند.
رئیس جمهور این رژیم هم در سخنانی گفته است حتی اگر ده سال تمام کارهای مملکت عقب بیفتد و به این تکنولوژی دست پیدا کنیم ارزش دارد! سئوال اینجاست که جمهوری اسلامی چه تعریفی از حق مسلم دارند و آیا آنها می توانند از سوی ملت ایران سخن بگویند؟ آیا حاضرند طی یک رفراندوم از ملت ایران درباره بقای رژیم نظرخواهی کنند؟ و ملت تا کی باید تاوان زیاده خواهی جمهوری اسلامی و عناد رهبران حاکم بر این رژیم را با جهانیان پس بدهد؟ آیا صرف هزینه های بسیار گزاف 1.5 میلیار دلاری در سال، برای تأمین انرژی برقی به وسیله انرژی هسته ای واقعا نیاز ملت ایران است؟ آیا اهداف جمهوری اسلامی از دنبال کردن پروژه غنی سازی اورانیم، صلح امیز است؟ کشوری که روی دریایی از منابع انرژی خوابیده است چه احتیاجی به فناوری هسته ای دارد؟ آیا صرف هزینه های کلان مالی و رودررو شدن با تمام جهان، به سود ملت ایران است؟ آیا امتیازاتی که در این زمینه به روسیه داده می شود کافی نیست؟ سئوال ملت ایران از حاکمان رژیم این است: آیا حق آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی انتخاب نوع حکومت جزء حق مسلم ملت نیست؟
آیا ملت ایران حق ندارد بپرسد چرا آنها باید تاوان زیاده خواهی حکومت را در قالب تحریمهای اقتصادی بچشند؟ آیا رفع معضل بیکاری، فقر، فساد و گرسنگی حق مسلم مردم ایران نیست؟ آیا تعجب برانگیز نیست که جمهوری اسلامی با حجم عظیم ذخایر گازی و نفتی، به دنبال غنی سازی اورانیوم است؟ چگونه می توان به حکومتی که رهبر آن، جهانیان را تهدید به بی نظمی و آشوب می کند اعتماد کرد؟ چگونه می توان از کنار فساد اداری، درجه بندی ملت ایران به خودی و غیر خودی سخن نگفت؟ چگونه می توان به رژیمی که پایبند هیچ قاعده و قانونی نیست و مصوبات سازمان ملل متحد را به کاغذپاره تشبیه می کند اعتماد کرد؟
ملت ایران راهی جدا از راه حاکمیت را برگزیده است، ملت ایران خواهان صلح در جهان است، آنها از اینهمه جوسازیهای رژیم خسته شده اند. آنها از کمبودهای اقتصادی و عدم آزادیهای اجتماعی رنج می برند نه از محرومیت هسته ای! ملت ایران خواهان آزادی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی هستند.ملت ایران خواهان آب و برق و گاز هستند. ملت ایران خواهان تعامل با جهانیان هستند. آنها خواهان حکومتی هستند که به درد آنها برسد نه به درد مردم نیکاراگوئه، کوبا، فلسطین ، عراق و
ایرانیان خواهان صلح هستند، خواهان اجرای عدالت هستند. خواهان ریشه کن شدن فقر هستند. آنها می خواهند در فضای پر عطر و بوی آزادی تنفس کنند و خواهان آزادی ایران از دست حاکمان بی لیاقت کنونی هستند. آنها بمب اتم نمی خواهند.چرا که هیچ حکومتی و هیچ کشوری با جنگ به فرجام مطلوب نمی رسد. حاکمان ایران باید بدانند که نیازهای واقعی مردم با جاه طلبی های آنان تفاوتهای عمده ای دارد. حق مسلم ملت ایران در روزگار کنونی چیزی غیر از فناوری هسته ای است؛ فناوری که دستیابی به آن نه تنها دردی از دردهای جامعه را بهبود نمی بخشد بلکه ایران را به منزوی شدن هرچه بیشتر، و مردم را به فقر و فلاکت و عقب ماندگی افزونتر رهنمون می کند.

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

IS IT NUCLEAR ENERGY

WHAT IRANIAN PEOPLE REALLY NEEDS?

The Islamic Republic of Iran has been making efforts to obtain nuclear technology for years. This technology is not a priority need for a country like Iran which is rich in terms of oil. However, as a result of the insistence of the Islamic Republic leadership, reaching nuclear technology has become more important than people’s making a living, and the leadership has tried to show that reaching this technology is a right of the nation that cannot be given up.

In his speech, President of this regime said “It is worth getting this technology even if the state affairs go back to the time of 10 years ago”. Here, one must ask what is meant by the right that cannot be given up. Do they have the right to speak on behalf of the nation? Can they ask the Iranian nation through a referendum whether they want the regime to continue or not? How longer the nation will have to pay for the practices of the Islamic Republic’s authorities? Is generating electricity by using this nuclear energy costing as high as 1.5 billion dollars annually a true need of the Iranian nation? Is the aim of the uranium enrichment project of the Islamic Republic a peaceful one? Does a country located on the sea of energy resources need nuclear technology? Is paying high prices and opposing the whole world a benefit for the Iranian nation? Are the concessions made to Russia not enough? The Iranian nation asks the men of the regime “Doesn’t the nation have the right to freedom of thought, freedom of speech and freedom to elect the leadership?”

Doesn’t the Iranian nation have the right to question the reason for the payment of the price of what is being done by the leadership through economic embargoes? Isn’t it the right of the Iranian nation to have unemployment, poverty, corruption and starvation eliminated? Isn’t it strange for the Islamic Republic to seek uranium enrichment despite its extensive gas and oil resources? How can one trust a leadership the leader of which threatens the world with disorder and uprisings? How can the administrative corruption be ignored, which classifies the Iranian nation as those favoring it and those not favoring it? How can one trust a regime which does not obey any rules and laws and refers to the resolutions approved by the United Nations as scrap?

The Iranian nation does not approve the way followed by the leadership. The Iranian nation wants peace in the world. They are disturbed by the environment created by this regime. They suffer from economic deficiencies and lack of social justice and freedoms, not from nuclear deprivation… The Iranian nation wants religious, cultural, social and political freedom. The Iranian nation wants water, gas and electricity. The Iranian nation wants to be in agreement with the whole world. They want a country which takes care of their own sufferings, not a country like Nicaragua, Cuba and Palestine…

Iranians want peace. They want justice to be applied. They want to have poverty eradicated. They want to breathe in places where they can feel the smell of freedom. They want to get rid of the incapable administrators of Iran. No leadership or country can reach its goal through war. Leaders of Iran must understand that there is a difference between their demands and the real demands of people. Nuclear technology is not what Iran needs. Acquiring this technology will not solve any of the problems of people; on the contrary, it will result in the further isolation of the country and increased poverty of people.

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

 

  نفيسه فياض بخش: ثبت سال مولوي به نام ترکيه يک خيانت فرهنگي است

 

از زماني که نامه “فاطمه فلور مجد ناصري”، ايراني مقيم استراليا در اعتراض به بي اعتنايي دولت ايران به برگزاري مراسم ويژه سال مولانا به عنوان شکايت در مجلس شوراي اسلامي به ثبت رسيده است، نمايندگان و اعضاي کميسيونهاي مختلف مجلس واکنشهاي گوناگوني در اين زمينه نشان داده اند. پيش از اين در اين باره با دکتر “رياض”، رئيس فراکسيون پيگيري امور ايرانيان خارج از کشور، نايب رئيس اول کميسيون اصل نود و نماينده مردم تهران در مجلس گفتگويي داشتيم که در بخش کتاب ميراث خبر منتشر شد.

اين بار اين موضوع را با “نفيسه فياض بخش”، نماينده مردم تهران در مجلس و عضو کميسيون علوم و تحقيقات در ميان گذاشته ايم. فياض بخش در دو رشته فلسفه و کلام اسلامي و حقوق خصوصي داراي مدرک کارشناسي ارشد و در رشته فلسفه و کلام اسلامي داراي مدرک دکتري است. گفتگوي بخش کتاب ميراث خبر با او را در ادامه مي خوانيد.

* شنيده ايم که شما در جريان نامه اعتراض آميز خانم مجد ناصري به مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته ايد. به نظر شما عملکرد دولت ايران در زمينه برگزاري مراسم ويژه سال مولوي چگونه بوده و آيا شما هم در اين زمينه با خانم مجد ناصري هم عقيده ايد؟

_ جلال الدين محمد معروف به مولوي حقيقتاً يکي از مفاخر بسيار بزرگ ايران است و با گذشت اعصار، بزرگي شخصيت او هر چه بيشتر براي انديشمندان آشکار مي شود. تولدش در ايران آن روز بوده و ايران مفتخر است به اينکه مولوي به اين کشور تعلق دارد و تمام کتابهايش به زبان فارسي است. حتي اگر برخي از اين آثار به زبان عربي است، به خاطر ارتباطي است که زبان ايراني آن روز با زبان عربي داشته است.
در عين حال، ساختار اشعار و غزلهاي مولوي ويژگيهاي ساختاري ساير شاعران و غزلسرايان ايراني را دارد. تمام اينها حکايت از اين مي کند که مولوي يک شاعر ايراني بوده است. محل تولد او، بلخ، متعلق به ايران آن دوره بوده و محل زندگي و درگذشت او، قونيه نيز در آن دوران به ايران تعلق داشته و بعدها به خاطر جنگ اين شهرها را از دست داده ايم.

درباره اين موضوع که مولوي دارد به عنوان شاعري ترکيه اي به جهان معرفي مي شود، نظر من اين است که مثل بقيه کوتاهي ها که در عرصه بين المللي داريم، اين هم به نوعي کوتاهي ماست. مقبره مولوي در قونيه است و با زيرکي ترکها و کم لطفي مسئولان ايران، سال مولوي به نام ترکيه ثبت شده که بسيار بي منطق است چراکه هر کس بخواهد به درک آثار مولوي برسد بايد زبان فارسي بلد باشد، نه زبان ترکي.

* نظر شما درباره عملکرد سازمان يونسکو در اين باره چيست؟

_ عملکرد يونسکو در اين زمينه که سال مولوي را به نام ترکيه به ثبت رسانده، يک خيانت بزرگ فرهنگي محسوب مي شود.

* به نظر شما مقصر اصلي در اين زمينه سازمان يونسکو است يا مسئولان دولت ايران؟

_ مسلماً از سوي مسئولان ما مثلاً وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و دست اندرکاران امور فرهنگي ايران نيز در اين باره يک قصور بزرگ فرهنگي صورت گرفته است اما اين در عين حال يک خيانت بزرگ فرهنگي از سوي يونسکو است چراکه تمام صاحبان ادب و عرفان فارسي و صاحبان انديشه مولوي را به عنوان يک شاعر فارسي زبان مي شناسند. تبعات بعدي اين خيانت فرهنگي يونسکو اين است که مانع درک خود مولوي از سوي جهانيان مي شود و اين دقيقاً بر خلاف هدفي است که براي همايشهايي که در بزرگداشت مولوي در ترکيه برگزار مي شود، تعريف شده است. در اين همايشها هدف اين است که افرادي که از سراسر دنيا در آنها شرکت کرده اند، مولوي را بشناسند.

اينکه اشعار اين اديب همگي به زبان فارسي سروده شده، براي خود کشور ميزبانِ اين همايشها در حکم سد و مانعي براي درک مولوي محسوب مي شود، چراکه زبان کشور ترکيه فارسي نيست و امکانات زبان فارسي در آن زبان وجود ندارد حال آنکه در کشور ما شرح آثار مولانا به زبان فارسي بسيار است.

بنابراين ترکيه از يک طرف دارد همايشي براي شناخت مولوي برگزار مي کند و از طرف ديگر خودش خود اين همايش به دليل عدم هماهنگي زبان و ساختار ادبي، مانعي براي درک مولوي محسوب مي شود و اين يک تناقض است.

* چرا يونسکو بايد مرتکب اين خيانت فرهنگي در حق ايران شود؟

_ سازمان يونسکو وابسته به [1] سازمان ملل متحد است و نمي خواهد توجه جهان بيش از اين به ايران به عنوان يک کشور فرهنگي جلب شود. من فکر مي کنم عملکرد يونسکو در اين باره با موضع گيريهاي اخير آمريکا و انگلستان برعليه ايران بي ارتباط نباشد.

* دولت ايران براي مقابله با اين خيانت فرهنگي چه بايد بکند؟

_ بايد قاطعانه عمل کنيم و به عنوان کشوري که سردمدار زبان فارسي است، اعلام شکايت کنيم. دولت ايران بايد اين حقي را که از ايران ضايع شده به اين کشور بازگرداند.

خود من بسيار مشتاقم در اين باره با مسئولان وزارت ارشاد صحبتي داشته باشم. مي توانيم فعاليتهاي علمي را که در ايران در زمينه شرح آثار مولانا صورت گرفته، به جهان معرفي کنيم و در همايشهايي که در جهان براي بزرگداشت سال مولانا برگزار مي شود، شرکت کنيم. در عين حال بايد از صاحبنظران ايراني نيز بخواهيم که آثار بيشتري را در اين زمينه خلق کنند.

مسلماً بايد در ارتباط با اين خيانت فرهنگي نيز شکايتي حقوقي داشته باشيم. بايد به مسئولان سازمان يونسکو گوشزد کرد که مثلاً اگر ملاصدرا در بصره دفن شده است، دليل بر اين نيست که اين شخصيت متعلق به کشور عراق است. اگر زندگي نامه مولوي را نيز مطالعه کنيم، درمي يابيم که جبر روزگار او را به قونيه کشانده است. (در حالي که دنيا ميداند مولانا تورک بوده و متعلق به ملت تورک است)

* چه موضوعات جديدي را به صاحبنظران براي خلق آثار علمي و تحقيقاتي درباره شناخت مولانا و آثار او پيشنهاد مي کنيد؟

_ مسئله آشنايي مولانا با شمس تبريزي يک نقطه عطف بزرگ در زندگي مولانا محسوب مي شود. همين موضوع مي تواند بر مردم و جوانان و کساني که کار فرهنگي و تربيتي انجام مي دهند، بسيار تأثيرگذار باشد. چراکه تحول مولانا بعد از آشنايي با شمس نشان مي دهد که مربي چقدر مي تواند در متربي ايجاد تحول کند. مولوي شاعر بزرگي بوده است اما آتش وجودش در آشنايي با شمس زبانه مي گيرد و اگر روي اين نکته هم کارهاي علمي و تحقيقاتي انجام شود، مي تواند بر جوانها بسيار تأثيرگذار باشد.

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

        توجه                             توجه
 
 
گروهی از پان ایرانیست های که در چند ماه اخیر در بین برخی از جونان ترک رسوخ نموده اند در صدد اتجام اقداماتی بر علیه جوانان هویت طلب آذربایجان می باشند.از جمله حمله به جوانان هویت طلب و دزدین پسورد سایت های آنان. از کلیه دوستان هویت طلب تقاضا دارم بیشتر مراقب کامپیوترهای شخصی و افرادی که در اینترنت با انان رودر رو می شوید باشیدو از دادن آدرس و شماره تلفن موبایل و منزل به افراد ناشناس خودداری کنید.
  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: فعاليت يك فرقه جديد انحراف جنسي در تعطيلات نوروز، موجب بروز نارضايتي در ميان متدينين شده است.

بنا بر اين گزارش، فعاليت اين گروه انحراف جنسي بنا بر آميزش دختران و زنان جوان با سگ‌هاي آموزش‌ديده انجام مي‌شود، موجب بروز نارضايتي شديد در ميان متدينين شده است.

حضور ده‌ها عضو اين گروه منحرف در تعطيلات نوروزي در ويلاهاي تعدادي از شركت‌هاي صنعتي اصفهان در محمودآباد مازندران، موجب بروز نارضايتي افراد متدين و خانواده‌هاي مستقر در اين منطقه شده است.
اعضاي اين گروه كه آزادانه با سگ‌هاي دست‌آموز خود ارتباط داشتند، قيمت اين‌ سگ‌ها را حداقل دو ميليون تومان اظهار كردند.

گفتني است، ارتباط جنسي دختران و زنان با سگ‌ها، از عقايد برخي گروه‌هاي شيطان‌پرست به شمار مي‌رود.

بازتاب ننوشته است که چه ارتباطی با اعضای این گروه دارد که حتی از قیمت این سگها اطلاع حاصل نموده است!

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

                                    

روزنامه‌ الحيات‌ در گزارشي‌ کوتاه‌ نوشت‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ در حال‌ اماده‌ شدن‌ براي‌ درگيري‌ احتمالي‌ ميان‌ امريکا و ايران‌ است‌‌ اين‌ روزنامه‌ در نسخه‌ اينترنتي‌ امروز خود افزود ‌‌ پس‌ از اينکه‌ ‌ماتئو پرايزا‌دستيار وزير امورخارجه‌ امريکا چند روز پيش‌ به‌ استفاده‌ نظامي‌ از فرودگاههاي‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ ابراز تمايل‌ کرد‌ وزارت‌ دفاع‌ اين‌ کشور ديروز رسما اين‌ گونه‌ پاسخ‌ داد‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ به‌ تعهدات‌ خود در قبال‌ همکاري‌ با ائتلاف‌ بين‌ المللي‌ عليه‌ تروريسم‌ پايبند است‌ و تسهيلات‌ لازم‌ را در اين‌ باره‌ در اختيار اين‌ ائتلاف‌ قرار مي‌ دهد اما باکو شرايط را براي‌ استفاده‌ کشورهاي‌ بيگانه‌ از اراضي‌ اين‌ کشور عليه‌ کشورهاي‌ همسايه‌ اش‌ فراهم‌ نخواهد کرد‌‌ الحيات‌ در ادامه‌ نوشت‌ درعين‌ حال‌ که‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ اميدوار است‌ مجبور به‌ دراختيار گذاشتن‌ اراضي‌ اش‌ به‌ امريکا براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ نشود اما با اين‌ وجود شروع‌ به‌ تجهيز پناهگاههايي‌ براي‌ کسب‌ امادگي‌ براي‌ درگيري‌ احتمالي‌ ميان‌ امريکا وايران‌ کرده‌ است‌‌اين‌ روزنامه‌ افزود تحليل‌ گران‌ بر اين‌ اساس‌ معتقدند امريکا تصميم‌ گرفته‌ است‌ تا مسئله‌ ايران‌ را از طريق‌ نظامي‌ حل‌ کند‌ روزنامه‌ الحيات‌ نوشت‌ با اينکه‌ الهام‌ علي‌ اف‌ رئيس‌ جمهور آذربايجان‌ پيش‌ ازاين‌ تاکيد کرده‌ بود اجازه‌ استفاده‌ ازخاک‌ اين‌ کشور را به‌ بيگانگان‌ براي‌ حمله‌ به‌ همسايگان‌ کشورش‌ نمي‌ دهد اما ‌زرتشت‌ آذري‌ زاده‌ ‌تحليل‌ گر سياسي‌ آذري‌ ‌از جمهوري‌ آذربايجان‌‌ درباره‌ اين‌ سخنان‌ علي‌ اف‌ ترديد دارد ‌آذري‌ زاده‌ معتقد است‌ اگر امريکا بصورت‌ رسمي‌ از اين‌ کشور درخواست‌ کند اراضي‌ اش‌ را براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ در اختيار واشنگتن‌ قراردهد الهام‌ علي‌ اف‌ به‌ سختي‌ مي‌ تواند درمقابل‌ اين‌ درخواست‌ رسمي‌ مقاومت‌ کند زيرا نظام‌ کنوني‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ متکي‌ به‌ حمايت‌ غرب‌ است‌ ‌ اين‌ روزنامه‌ افزود درعين‌ حال‌ منابع نظامي‌ روسيه‌ معتقدند اگر درگيري‌ نظامي‌ ميان‌ امريکا وايران‌ رخ‌ دهد جمهوري‌ آذربايجان‌ يکي‌ از کشورهايي‌ خواهد بود که‌ بيشترين‌ اسيب‌ را از اين‌ رهگذر متحمل‌ مي‌ شود‌

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 

 

از طریق دوستی مطلع شدم که یک نشریه پان‌ایرانیستی مقاله‌ای توهین‌آمیز را بر علیه جنبش ملی کردستان چاپ نموده است.. نشریه را تهیه نمودم دو شبی گذشت تا وقت شد یکی از مقالات آن تحت عنوان "زمینه های پیدایش بحران قومی در ایران" را بخوانم. از همان ابتدا پر بود از توهین و فحاشی، بعد هم در جعل مفاهیم و تاریخ به حدی افراط کرده بود که رگه‌های تفکر کثیف نژاد پرستانه در آن کاملا مشهود بود. به شدت ناراحت شدم از اینکه هنوز فضای روشن فکری جامعه ی ما به حدی ضعیف و بیمار است که شونیست های نژاد پرست به راحتی به چاپ چنین چرندیاتی می پردازند، بدون اینکه از سوی روشن فکران هم زبان خود «فارس زبان ها» مورد کمترین تقبیح و سرزنشی قرار بگیرند و این به نوعی نشان از همراهی و وجود تفکر تمامیت خواهانه و اقتدار گرا در مرکز نشینان است….

با بازخوانی ریشه های تاریخی ناسیونالیسم ایرانی و روند تکوین آن به راحتی می توان آن را در زمره ی ناسیونالیسم های جمع گرایانه ـ قومی قرار داد. با رجوع به آثار نویسندگان و مورخان ایرانی و بررسی افکار و عملکرد بسیاری ازنخبگان فرنگ دیده می توان رگه های شدیدی از عرب ستیزی و دین ستیزی را در وجود آنان دید. آنان ریشه تمامی عقب ماندگی ها را به عوامل قبلی یا به استعمار خارجی و بیگانگان نسبت می دهند و همینها بودند که پیش از به قدرت رسیدن رضا خان به دفاع از او پرداخته و او را « به عنوان یک دیکتاتور قدرتمند » ناجی ملت می دانستند. در واقع ناسیونالیسم شونیستی رضا خانی که مبتنی بر برتری قوم فارس است کاملا برآمده از دیدگاه ها و نظرات ایشان می باشد.
به راستی میتوان دریافت که نفرت سرکوفته در شکل گیری ناسیونالیسم ایرانی و تکوین آن نقش اساسی دارد. مقایسه ی وضع ایران با کشورهای اروپایی و عدم توانایی در تغییر وضعیت عاملی اساسی در شکل گیری این نفرت سرکوفته بوده است.
امروز نیز شونیست های فارس و گروه های نزدیک به آنها نظیر (جبهه ی ملی، حزب ملت ایران و …) که نگران منزلت خویش هستند جامعه ی خود، حوزه نفوذ و عضویت / رهبری بالقوه ی خود را " که سیاسی ـ زبانی و نژادی " است ملت تعریف و معمولا شکایت های خود را شکایت های ملت و خود را نمایندگان ملت قلمداد می کنند. آنان برای ایجاد همبستگی در جمعیت بزرگتر معمولا عوامل خارجی را مسئولین بد بیاریهای خود قلمداد می کنند. چنانچه آنان عناصر داخلی ( نظیر مدافعان حقوق بشر یا فعالان واحزاب اقلیت های ملی کرد و ترک و … ) را مقصر دانسته، ادعا می کنند که اینان مامورانی هستند که بسود دشمنان خارجی یا با تبانی آنها عمل می کنند.
نویسنده مقاله ی مزبور نیز بشدت از این عقده ی سرکوفته رنج می برد، او که هیچ تحلیل یا توصیف علمی برای گفتن ندارد در همان ابتدا با توهین و افترا و خودفروش خواندن تمام غیر خودیها شخصیت وتبار فکری خود را نشان می دهد سپس با توجیه طنز آمیز و کودکانه اصطلاح جعلی " خودبیگانه پنداری " را در مورد خودآگاهی ملی اقلیت ها بکار می برد. با جعل تاریخ ظهور تمامی جریانات تاریخی ملی در کردستان، … را به عامل خارجی نسبت داده و تمام چهره های ملی و مقبول مردمی « قاضی محمد » را وابسته خوانده و حتی به میرزا کوچک خان جنگلی هم می تازد.
متن مزبور از نویسنده مقاله می باشد …
« در طول این سال ها هیچ ستم قومی بر هیچ یک از اقوام ایرانی روا داشته نمی شد. « منظور نویسنده زمان رضا خان است » و بنابراین علت ظهور جریانات آنچنانی در آذربایجان، کردستان و خوزستان با توجه به ماهیت گردانندگانشان سر در آخور سوسیال امپریالیسم شوروی و یا دست نشانداش رژیم بعث عربی عراق داشتند. »
جالب آنکه بعد از کلی حمله به یکی از افتخارات جمهوری کردستان که حق تدریس و آموزش زبان عبری برای جمعیت اندک یهودی شهر «در سال تاسیس جمهوری» به رسمیت شناخته شده و یک مدرسه ی ویژه ی یهودیها تاسیس می گردد تاخته و آن را مضحک و بی مایه می خواند، در ادامه با تداوم روند جعل تاریخ و توهین و افترا و نسبت دادن بخش عمده ی جریانات بعد انقلاب کردستان و چریک های فدائی خلق با شور و اشتیاق از موسیقی معمولا بی مایه و مبتذل لوس آنجلسی و یا آنچه در سال های اخیر در ایران در میان توده ی جوانان محبوبیت پیداکرده به تعریف و تمجید پرداخته و آن را مانع از ترکی زدگی ناشی از ماهواره های ترکیه می داند.
« چند سال بعد با ورود کانال های ماهواره ای فارسی زبان به دنیای ماهواره ها، هژمونی و سیادت کانال های ترک نیز پایان پذیرفت و کابوس ترکی زدگی رنگ باخت و ترانه هایی که چه در لوس آنجلس و چه در پی باز شدن فضای هنری در تهران به زبان شیرین فارسی خوانده می شد، جایگاه از دست رفته هنر و موسیقی مردم پسند ایرانی را بازیافته و مستحکم تر نمودند. دیگر کمتر کسی از کالیفرنیا و تهران دل کنده و به استانبول، آنکارا و ازمیر می نگریست »
در ادامه با توهین به قاضی محمد و پیشه وری و اراجیف خواندن عملکرد آنها : «همانگونه در دوران طلایی دموکراسی ایران ۲۰- ٣۲ خورشیدی اراجیف و اباطیل پیشه وری و قاضی محمد برای هیچ فرد آزاده ای جذابیتی نداشت، … » حتی به تاختن بر اصلاح طلبانی می پردازد که در انتخابات این دوره ریاست جمهوری حاضر به پذیرش بخش هایی از حقوق مسلم اقلیت ها گشته و شعار اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی را سر می دادند : «جماعتی که ار یک رسالت تاریخی را بردوش داشتند، با بی قیدی و بی مسئولیتی خود را به نفهمی زدند. هنگامی که پس از چهار سال نتوانسته بودند هیچ یک از وعده های ارائه شده به مردم را تحققق بخشند، با اشک و زاری از آنها فرصتی دوباره گرفتند ولی دو سالی بیشتر نشد که اغلب مردم تکلیف خود را با آنان دانستند. این گروه یا همان دوم خردادیها این بار برای کسب جایگاهی تازه از رویه ی مارکسیست های اول انقلاب پیروی کردند و خود به مطالبات قومی دوباره سر بر آورده از پی ناکارامدی آنها و پیشینیانشان دامن زدند تا به این ترتیب بتوانند پایگاه اجتماعی تازه ای دست و پا کنند. کسانی که در سنین کم در جبهه ی دیگری قرار داشتند، به یک باره مدافع حقوق قومیت ها شدند و به ترویج مباحث قومی مبادرت ورزیدند.»
در جایی دیگر با تاخت مجدد بر مدافعان فدرالیسم «شعار انحرافی فدرالیسم به عنوان تنها راه برون رفت از بحران سیاسی ـ اجتماعی ایران کهن طنین انداز گردیده است و عده ای هم که فاقد گرایشات قومی اند از سر بی مسئولیتی یا نادانی یا روشن فکر نمایی یا هر چیز دیگر با این شعار مزدورانه همصدا و هم رای شده اند.»
نویسنده ی مقاله و مسئولین نشریه با چاپ این مطالب ثابت کرده اند که در تناقضی عمیق بسر می برند که از یک سو شعار دموکراسی و حقوق بشر را مطرح کرده و حتی در صفحه ی اول نشریه با تبریک ۱۹ آذر (روز جهانی حقوق بشر) سعی در ایجاد تصویری معقول و انسانی در ذهن مخاطب هستند و از سوی دیگر با تاختن به حقی ابتدایی نظیر آموزش زبان مادری در مدارس آن را مصداق قوم گرایی! دانسته و حتی از گروه هایی نظیر اصلاح طلبان انتقاد شدید کرده و آنها را متهم به دفاع از حقوق اقلیت ها می کنند و در جایی دیگر چهره های معقولی نظیر تقی رحمانی که مدافع یک دموکراسی غیرمتمرکز درایران است را به باد انتقاد گرفته و آنها را بی مسئولیت و نادان و روشنفکر نما خطاب می کنند.
در پایان نیز با متهم کردن تمام جریانات مدافع حقوق اقلیت ها ( که بخشی از منشور جهانی حقوق بشر است ) به تجزیه طلبی آنها را به برخورد قاطعانه از طرف ایران و ایرانیان « که خود ظاهرا نماینده ی تام الاختیار آنان است » تهدید می کنند.
آنچه که از مطالب نشریه ایران مهر و امثال آن مشهود است تداوم تاریخی شونیسم ایرانی و لمپنیسم که جزء اساسی آن بوده، است. مضحک آن است که آنان با نسبت دادن خود به مصدق سعی در مشروع جلوه دادن خود دارند تا رگه های شونیستی خود را در لوای شخصیت های ملی و تاریخی کمرنگ کنند.
حقیقت آن است که ناسیونالیسم شونیستی ایرانی بعد از انقلاب با ظهور ایدئولوژی مذهبی برای مدتی به حاشیه رفت اما چون ریشه ی آن خشکانده نشد هنوز در چارجوب ناسیونالیسم ایرانی آثار شونیسم به چشم می خورد. این زخم چرکین در سالهای اخیر عود کرده و مانع از شکست و تغییری بنیادی در چارچوبه ناسیونالیسم جمع گرای ـ قومی ایرانی که مبتنی بر برتری فارس است می شود تا انجا که گفتمان مذهبی حکومتی نیزمجبور به تعریف خود در چارچوبه این ناسیونالیسم گشته است.
واقعیات و تحولات جهانی ومنطقه ای لزوم تحلیل و باز خوانی ریشه های تاریخی ناسیونالیسم ایرانی و نقد جسورانه ی آن و موضع گیری قاطعانه در مقابل تمامی گروه های مخالف حقوق بشر اعم از ( پان ایرانیست ها، جبهه ی ملی، حزب ملت ایران و … تا گروه های بنیاد گرای مذهبی ) در این روزها را ضرورتی اجتناب ناپذیر نموده است. روشنفکران و فعالان حقوق بشر فارس « که دغدغه ی حفظ ایران و پیشرفت و رشد دموکراسی و آزادی را دارند. » باید با روشن فکران و فعالان اقلیت ها « کرد، ترک و … » در جبهه ای مشترک به دفاع از حقوق مسلم اقلیت ها پرداخته تا جبهه ی حقیقی دموکراسی خواهی و حقوق بشر در ایران شکل بگیرد .

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

 گروهی از اعضای سازمان مجهولی به نام حزب الله آذربایجان درتلاش دوباره تعدادی از نیروهای خود را از پایگاه نظامی شهید بروجردی مشهد را که در اورميه مستقر است را به مقابل کنسولگری آذربایجان هدایت نمود تا علیه آزادی بیان و عقیده در آذربایجان شمالی اعتراض کنند.

در این میان تعدادی پلاکارد که از سوی نونازی های موسوم به پان ایرانیست های کور و شئونیسم های فارس در رابطه با آذربایجان سرزمین جداناپذیر از ملک ایران است تهیه شده بود بدست این افراد سپرده شده بود اما این حرکت اعتراضی فاشیست های مذهبی زمانی به یک سناریوی مسخره تبدیل شد که آنان به خاطر نداشتن آگاهی از محل تظاهرات٫ نیم ساعت اول نمايش کمدی خود را در مقابل کنسولگری ترکیه در خیابان دانشکده برگزار کردند که این موضوع باعث خنده و تمسخر تماشاگران گردید.

زمانیکه این گروه ۵۰ نفره قصد داشت به سمت کنسولگری آذربایجان حرکت کنند٫ اعتراض مردم ارومیه برگزارکنندگان این تظاهرات ضدآزادی بیان در آذربایجان شمالی را وادار کرد تا پلاکاردهای خصمانه خود علیه ترک های هویت طلب آذربایجان جنوبی را جمع آوری کنند. البته این موضوع با دخالت نیروی انتظامی منطقه آذربایجان غربی جهت جلوگیری از درگیری صورت گرفت.

پان ایرانیست های کور و شئونیسم های فارس زمانیکه طرح خود را با شکست مواجه دیدند یکی از عوامل خود را به نام رحیمی به پشت بلندگوی تظاهرات ضدآزادی بیان فرستادند و وی از تظاهرکنندگان خواست تا پلاکاردهای خصمانه علیه ترک های هویت طلب آذربایجان جنوبی را جمع آوری کنند چون که هدف آنان از حضور در این تظاهرات مخالفت با انتشار اخبار و مقالاتی می باشد که وی آنها را توهین به مقدسات نامید که در جمهوری آذربایجان منتشر می شود

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 

 

 حبس تعزيري٫ شکنجه٫ شلاق٫ جريمه نقدي و تبعيد براي هويت طلبان آذربايجان٫ حبس تعليقي براي رهبر پانفارسها

حکم مهندس رضا کرمانی عضو شواری عالی رهبری حزب پان ایرانیست، از سوی شعبه یک دادگاه کرج به ایشان ابلاغ شد.

بنا به گزارشات رسیده؛ قاضی آصف حسینی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج پس از بررسی این پرونده، مهندس رضا کرماني (دبير مسئول پيشين حزب پان ايرانيست) را به ۴ سال حبس تعلیقی محکوم کرد.

اتهامات کرمانی عضویت در مجلس شورای ملی مخالفین جمهوری اسلامی و چاپ کتابی از “دکتر محمدرضا عاملی تهرانی” با عنوان ” آهنگ‌های خون” عنوان شده است.

لازم به یادآوری است؛ رضا کرمانی روز جمعه ۱۷ شهريور ۸۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و با تودیع قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.

در پائين تعدادي از احکام صادره براي آذربايجانيان آورده شده است. اينها نمونه اي از خروار هستند که ما همه روزه با آن درگير هستيم.

  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 
الیار نسیم اوغلو
 
در اين روزها كه حكومت فاشيستي ايران همه حقوق و آزادي هاي خلق آذربايجان را سلب كرده و همه صداي همه هويت طلبان را خفه نموده است بايد بيدار باشيم و از حركات ساير گروههاي سياسي را نيز در نظر داشته باشيم. متاسفانه رهبران حركت ملي آذربايجان از فعاليت گروههاي فاشيستي و شونيستي در آذربايجان غافل مانده اند. بايد گفت كه هماكنون در آذربايجان بويژه در پايتخت آن پان ايرانيست ها بسيار فعال و كوشا هستند. اين افراد كه ابتدا از گروههاي دوستي شروع به جذب نفرات مي كنند با استفاده از جذابيت هاي مختلف تركهاي آذربايجان را به طرف خود مي كشانند و در نهايت وارد حزب پان ايرانيست مي نمايند. گفتني است كه اين حزب كه دفتر رسمي آن در تهرات واقع شده و رهبران نژادپرست آن در دفتر حزبشان سرگرم كاراند پس از انقلاب چند سالي است كه فعاليت خود را تشديد كرده.در تبريز افراد حزب از جوانان وميانسالان تشكيل شده است و از طريق پخش فيلمهاي و كتابهاي و جزوات ميان جوانان به تبليغ مكتب شونيستي خود مشغول اند.
از انجا كه من خود توانسته  بودم با نفوذ در داخل  اين محافل وحشتناك سر از كا اين گروه درآورم چند نمونه از اقدامات آنان را بيان مي كنم.
در تابستان گذشته كه يك گروه تورستي از تركيه وارد ايران شده بودند و در آذربايجان سرگرم تفريح و گردش بودند  توسط  پان ايرانيستها شناسايي و تحت تعقيب قرار گرفتند. قرار بود ميني بوس اين افراد كه از تركيه آورده بودند .و با همان نقل مكان مي نمودند در ميانه راه سرعين متوقف شود و اين افراد به شيوه وحشتناكي كشته شوند  يعني به جنگلهاي ارسباران منتقل شوند  ودر يك كلبه كه از پيش مهيا شده بود زنده زنده سوزانيده شوند. از انجا كه در تفكر بيمار اين افراد تركها و عربها موجوداتي پست محسوب مي شوند اين عده حاضر نبودند كه حتي جنازه اين افراد بيگناه را در خاك دفن كنند و از به شيوه آدم كشان حرفه يي در صدد سوزاندن جسدها بودند. ولي خوشبختانه در حاليكه همه نقشه ها و طرح ها كشيده شده بود با تغيير مسير ميني بوس تركها به كندوان همه نقشه هاي شونيستها بر آب شد. ولي ظواهر نشان ميداد در صورت عدم تغيير مسير انها افكارشان را عملي مي كردند.
 
در مرداد همين سال در كوچه ارك تبريز يك مرد با لباس عربي در هتل ارك ساكن شده بود و گويا از خارج وارد كشور شده بود. من خود شاهد اين صحنه بودم كه مرد عرب در تاريكي  بسوي درب هتل در حركت بود كه  اتفاقا چندتن از اين افراد اين مرد بيچاره را ديدند و با تعقيب كردن وي و كشاندن او به ساختمان نيمه كاره ي كنار هتل عرب بدبخت را زير مشت و لگد گرفتند و تا حد مرگ كتك زدند . و عابرين نيز به اين صحنه بي تفاوت بودند . و گويا تا اواسط عرب نگون بخت در ساختمان نيمه كاره به حالت نيمه جان رها شد. و پان ايرانيستها با خيال راحت صحنه را ترك كردند.
 
 
تحرک دیگر این گروه در تبریز ضرب و شتم یک جوان اهل ترابوزان ترکیه بود که قصد ازدواج با یک دختر تبریزی داشت.اتفاقا این دختر جوان آشنای یکی از اعضای حزب پان ایرانیست بود که سایرین را نیز از ماجرا آگاه کرد . پان ایرانیست ها نخست سراغ دختر رفتند و وی را تهدید کردند حق ندارد با یک خارجی ازدواج کند و خون ایرانی را آلوده نماید ولی بعد از مایوس شدن از دختر سراغ خانواده او رفتند و توانستند آنها را متقاعد کنند. ولی ظاهرا دنیز ( خواستگار ترکیه ای ) دست بردار نبود.در مرحله بعدی جمعی بزن بهادر به مغازه - بوتیک دنیز در یکی از محلات تبریز رفتند و وی را تهدید کردند که باید ایران را ترک کند و با دختر مورد علاقه اش و هیچ دختر ایرانی دیگر ازدواج نکند . و پس ضرب و شتم وی آسیب رساندن به دنده و مچ دست از محل فرار کردند.پس از تلاشهای این گروه فاشیستی دیگر دنیز را که با من هم سلام و احوال پرسی داشت کمتر دیدم و بالاخره پس ار 3هفته از ایران رفت.
 
به هر حال باید همه فعالین آذربایجان آگاه و بیدار باشند بویژه اینکهبه تازگی چند سایت جدید و مجهز  از سوی این پان فارس ها راه اندازی شده تا در جهت الینه کردن ترکها حرکت کنند.این سایتهای جدید از این قرار اند:
 
 
 
 
گفتنی است پان ایرانیست ها در آذربایجان در آینده در صدد اقدامات فاشیستی دیگری هستند تا نیات اینچنینی خود را عملی کنند.به عکس این مقاله هم توجه کنید که چه زیرکانه هویت 35 ملیون انسان را به سخره گرفته:
 
 
  نوشته شده در  ساعت   توسط ایلیار نسیم اوغلو  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM